بوی ماه مهر بوی مدرسه

چند روز دیگه مدارس دوباره باز میشوند و جمله بوی ماه مهر بوی مدرسه بارها و بارها برای من تکرار شد تا جایی که دیگه فارغ التحصیل شدم، دیگه توجهی به این جمله نمی کردم، مهر امسال با چند سال گذشته خیلی برام متفاوته، مهر امسال مثل مهر ماه شش سالگی خودم ذوق دارم یه جورایی ته دلم دارم ثانیه شماری میکنم تا مدرسه ها باز بشه اما نه برای خودم بلکه برای ثمره عشقم، برای همه هستیم، برای همه زندگیم..... امیرعلی کوچولو، همون هندونه مامانی، همونی که می نشست توی سینک ظرفشویی، همونی که لباس ها رو از داخل کشو بیرون میکشید و خودش میرفت توش می نشست، آره خودشه، یکشنبه 31 شهریور میخواد وارد یک دنیای جدید بشه و دوستای جدید پیدا کنه و چیزهای جدید یاد بگیره، یه جورایی نگرانم و  یه جورایی خوشحال.....فسقلی من قراره بره پیش دبستانی و وارد جامعه بشه....از لق شدن دندون گرفته تا خرید لوازم تحریر و غیره همه تلنگرهایی ست که من بیشتر متوجه بزرگ و مستقل شدن عزیزم بشم، امیدوارم که در این دوره هم موفق و پایدار باشی و موجب سربلندی ما بشی عزیزم....

 

عشق مامان یادت نره که مامان برات میمیره

 

/ 1 نظر / 6 بازدید
گل نام

سلام وب خوبی دارید باید بگم گریه ام گرفت[گریه][گریه][گریه][دلشکسته][ناراحت]واقعا مادر ...