واکسن آنفولانزا و اسکیت

امروز امیرعلی واکسن آنفولانزا زد و موقع تزریق یه جیغ کوچولو کشید، اما گفت که حتما میخواد بره کلاس اسکیت، توی پیست منو چندتا از مامان های دیگه داشتیم در رابطه با تغییر ساعت ها و روزهای کلاس صحبت میکردیم که یکی از مامان ها بهم کفت که احتمالا" امیرعلی افتاده زمین. برگشتم دیدم بله شازده نشسته روی پله و مربی و کمک مربیش هم کنارش بودند. زانوی امیرعلی بدجوری زخم شده بود و مربیش با دقت نگاه میکرد که شن لابه لای زخمش نباشه، از چهره امیرعلی معلوم بود که بدجوری دردش گرفته اما صداش در نمیومد فقط موقعی که سرم روی زخمش ریخت یک کم دندون هاشو فشار داد . من در چنین مواقعی خیلی خودمو کنترل میکنم و اصلا" ناراحتی خودم رو نشون نمیدم اما درونم مثل آتیش میشه، دلم خیلی می سوزه اما قهرمان شدن هم سخته.خلاصه اینکه برام جالب بود توی پیست خودشو کنترل میکرد اما موقع واکسن زدن آخ آخ آخ.شانس آوردم که به یک جیغ کوچولو اکتفا کرد البته چون دکتر خودش واکسن رو تزریق کرد وگرنه اگر قرار بود پرستار بهش آمپول بزنه که بیمارستان میرفت رو هوا. جالب تر از همه اینکه بچه پررو صبح واکسن زده و غروب اصرار میکنه که منو ببر پیست.

اینم از امروز ما

/ 0 نظر / 4 بازدید