جمعه و گشت زدن توی خیابون

ساعت 3 رسیدم خونه تا 6 به کارهای خودم رسیدم اما بعدش دیگه کاری نداشتم حوصله همه سررفته بود هرچند که من خیلی خسته بودم با این حال رفتیم بیرون تا یه دوری بزنیم و شام بخوریم، هوا خنک بود و چون امیرعلی از حمام اومده بود دیگه از ماشین پیاده نشدیم، اما شب خوبی بود و کلی خندیدیم. آخه شازده کوچولو بد جوری رقاص شده، تا یه آهنگ شاد گوش میکنه میگه مامان پیرزنی برقصم؟ حالا نمیدونم چرا گیر داده به رقص پیرزنی!!!!!!!!

 

                            

 

/ 0 نظر / 6 بازدید