یازم خرداد بازم شمال

وای که چه قدر مسافرت بدون برنامه مزه میده، جمعه صبح حرکت کردیم به سمت لاهیجان، بین راه هر جا که به نظرمون زیبا بود می ایستادیم و از طبیعت لذت میبردیم آقا پسرمون هم که لحظه ای دست از شیطنت نمیکشید. رفتن ما حدود 9 ساعت طول کشید اما انصافا خوش گذشت، هتلی که میخواستیم بریم سوییت خالی نداشت و ما مجبور شدیم که ویلا اجاره کنیم شب بود عملا" با اون راه طولانی همگی پنچر بودیم خلاصه که خوابیدیم صبح زود بعد از صبحانه رفتیم هتل مورد نظر که ببینیم اگه جای خالی داشت جابه جا بشیم اما متاسفانه نداشت رفتن اونجا شد سرآغاز بازی شازده پسر تا ساعت 1:30 مشغول بازی بود بالاخره با هزار خواهش وتمنا راضی شد که بریم انزلی قایق سواری... رفتیم مرداب یه قایق کرایه کردیم واقعا" که بهشت بود امیرعلی اسب سواری کرد کلی از اون طبیعت لذت برد بعدش هم رفتیم ساحل و تا پسر خوبمون آب بازی کنه.... لحظه به لحظه این مسافرت برامون لذت بخش بود انگار با همه مسافرت های قبلی متفاوت بود... برگشتمون از یه جاده ای بود که خیلی زیباست من اولین بار بود که اون جاده رو میدیدم. هنوز به ویلا نرسیده بودیم که عموی من تماس گرفت و گفت که اونم میاد خلاصه ما رسیدیم ویلا بعد از خوردن شام امیر علی رو خوابوندم، حوالی ساعت 1 بود که عموم با دخترش رسیدند، نتیجه صحبت ها این شد که فرداش بریم تله کابین..... صبح زود بیدار شدیم رفتیم تله کابین خیلی زیبا بود... ساعت 4 حرکت کردیم به سمت تهران جاده شلوغ بود به منجیل که رسیدیم تقریبا" ساعت 9 شب بود قرار شد شب منجیل چادر بزنیم چه بادی میومد با هزار زحمت چادر رو برپا کردیم و آقا پسر ما با مهسا هم که دست از بازی و جیغ و هوار برنمیداشتند... خلاصه اینکه خیلی خوش گذشت.... اینم کلیاتی از سفرنامه لاهیجان، انزلی و سیاهکل.....  

/ 1 نظر / 5 بازدید