آیس پک

دیشب منو امیرعلی و مامان جون رفتیم برای عسل مامان کیف مدرسه بخریم همچنین بهش قول داده بودم که بریم آیس پک هم بخریم.معمولا" من از نمایندگی اصلی نایک برای امیرعلی وسایل و لباس ورزشی میخرم به همین دلیل رفتیم همون قروشگاه، همه فروشنده های این فروشگاه امیرعلی رو می شناسند چون از مشتری های پروپاقرص اونجاست. تقریبا" گیج شده بود و نمی دونست کدوم کوله رو انتخاب کنه نامرد کوله هایی رو انتخاب می کرد که هم خیلی گرون بودند و اصلا" مناسب مدرسه نبودند، فسقلی اول قیمت میپرسید بعد بین اونها انتخاب می کرد. فروشنده هم که با روحیه امیرعلی آشنایی داشت کوله هایی رو که مناسب مدرسه بود میاورد پایین و قیمت رو خیلی بالا می کفت کلی با صاحب فروشنده می خندیدیم بالاخره بین کوله های تو رنج دویست تا سیصد یک کوله نایک دویست و پنجاه هزار تومنی انتخاب کرد بعدش هم با یک قیافه کاملا" مطلومانه بهم گفت مامان میشه لطف کنی و برام یک قمقمه بخری آخه قمقمه من شکسته و توی کلاس خلی میشه، یک کم فکر کردم و دیدم راست میگه چون همیشه صندلی ماشین خیس میشه خلاصه یک قمقمه هم برداشت که جمعا" سیصد و ده تومن شد اما بعد از پرداخت فروشنده ازش پرسید چرا برای خریدن کیف مدرسه اومدی اینجا و کوله ورزشی انتخاب کردی معمولا" بچه ها کیف های عروسکی و بچگونه انتخاب میکنند؟ امیرعلی هم مودبانه گفت ببخشید درسته که من بچه هستم اما من یک ورزشکارم پس باید از حالا فرق بین ورزشکار و غیر ورزشکار رو درک کنم. من نباید سوسول باشم کل آدمای توی فروشگاه خندیدند و با تعجب از امیر پرسیدند آقا پسر شما چند سالتونه؟.....رفتار کودکانه توام با فهم و درک بالای امبر برای همه و مخصوصا" خودم خیلی جالب بود، احساس کردم که خیلی زود داره بزرگ میشه و این برای من هم خوشحال کننده بود هم ناراحت کننده...     

/ 1 نظر / 5 بازدید
مهدی

چیزی نمیشه گفت. فقط باید بری جلوی اینه وایستی دونه دونه موهاتو بکنی بعدش سرت رو محکم بکوبی به دیوار.وااااااااااااااااااااای خدا