بی دندون یه وری برو تو قندون

چند وقتی بود که دندون جلویی عشق کوچولوی مامان لق شده بود، امروز که داشت غذا می خورد یه دفعه گفت مامان ن ن ن  دندونم افتادتعجب مبارکه مبارک به من بدین یک پفکقهقهه  بعله بالاخره اولین دندون شازده پسر هم افتاد و این یعنی که آقا پسر من داره بزرگ میشه....

خلاصه کلی با هم شوخی کردیم و من براش شعر خوندم... بی دندون یه وری برو تو قندونقهقهه

امیرعلی کلی خوشحال بود و دوید رفت توی اتاقش و از توی قلک یه مقدار پول برداشت و با دندونش گذاشت زیر بالشت که فردا صبح فرشته مهربون براش هدیه بیاره، فرشته مهربون هم همش با خودش فکر میکرد که روز تعطیل از کجا واسه این آقا پسره هدیه بخره که یه دفعه فکری به سرش زدمتفکر فرشته مهربون تصمیم گرفت یکی از اون تی شرت هایی رو که چند روز قبل از بنتون واسه امیرعلی خریده بود و قرار بود که تا روز مدرسه نشونش نده، بزاره زیر بالشت تا صبح روز بعد امیرعلی ببینه و خوشحال بشه، هر چند که امیرعلی دوست داشت که فرشته مهربون از اون ماشین هایی که با نیترو حرکت میکنند و قیمتشون دو میلیون و پانصد هزار تومن هست و براش بیاره، خدا به داد فرشته مهربون برسه......

/ 0 نظر / 8 بازدید